گزينشی از گفتار بزرگ مرد سخن و خرد پارسی
بخشی از نامه ی رستم فرخ پی به برادرش و پيش بينی آينده ی ايران اگر تازيان بر ايرانيان پيروز شوند:
تبه گردد اين رنجهای دراز
نشيبی دراز است پيش فراز
نه تخت و نه ديهيم بينی نه شهر
ز اختر همه تازيان راست بهر
بپوشد ازيشان گروهی سپاه
ز ديبا نهند از بر سر کلاه
برنجد يکی، ديگری برخورد
بداد و ببخشش کسی ننگرد
شب آيد يکی چشم رخشان کند
نهفته کسی را خروشان کند
شتابان همه روز و شب ديگرست
کمر بر ميان و کله بر سر است
ز پيمان بگردند و از راستی
گرامی شود کژی و کاستی
پياده شود مردم رزمجوی
سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی
کشاورز جنگی شود بيهنر
نژاد و بزرگی نيايد به بر
ربايد همی اين از آن ، آن از اين
ز نفرين ندارند باز آفرين
نهانی بتر ز آشکارا شود
دل مردمان سنگ خارا شود
بد انديش گردد پدر بر پسر
پسر همچنين بر پدر چاره گر
شود بنده ی بيهنر شهريار
نژاد و بزرگی نيايد به کار
بگيتی نماند کسی را وفا
روان و زبانها شود پرجفا
ز ايران و از ترک و از تازيان
نژادی پديد آيد اندر ميان
همه گنجها زير دامن نهند
بميرند و کوشش به دشمن دهند
نه جشن و نه رامش نه گوهر نه کام
بکوشش ز هر گونه سازند دام
زیان کسان از پی سود خويش
بجويند و دين اندر آرند پيش!